باز غرقم تو دود سیگارم
قصه ی نیمکتای پارک شهر
زیر نیمکت تا صبح بیدارم
چن تا برگ از حوادث دیروز
شد لحاف نیازمندیهام
یه دونه کارتن یه متری شده
تشک نرم گاوبندیهام
اون طرفتر یه نیمکت رمال
اون طرفتر یه نیمکت پیره
اون سر پارک یه نیمکت معتاد
که داره از خماری میمیره
از توی آشغالا یه ذره غذا
خورده که حالشو جا بیاره
ولی از شانس گندش اون بدبخت
هرچی خورده داره بالا میاره
سابقم از همه زیادتره
دو سه ساله همینجارو دارم
واسه ی پس گرفتن نیمکت
مثه سگ بود کلام و رفتارم
اون طرفتر یه نیمکت خفنه
تو توهم یه هندزفری توگوشش
فکر کرده امینمه رپره
عکس جیغو زده رو تکپوشش
تو خیالش دو تا پرنده ی لخت
روی استیج میله میخندند
هاله ی زرد نور رو تنشون
عنکبوتو به پیله می بندند
تو که نیستی دیگه... بیادت هست؟
زیر این نیمکتا چه دنیاییه؟
توزمستونا که هوا سرده
سر نیمکت چه جنگ و دعواییه؟
راستی اون عکستو هنوز دارم
صدا خندت هنوز کرم میکنه
غم تلخ نداشتنت تو گلوم
مث پاهام داره ورم میکنه
آخ بمیرم برای اون چشمات
چه شمرده داری نگام می کنی
وقتی که پیشونیتو می بوسم
هنوزم مهربون صدام می کنی؟؟؟؟؟
کاشکی که عکس تو به حرف بیاد
از روزای نبودنات بگه
واسه من روی جعبه ی پیتزا
از ترانه سرودنات بگه
زندگیم شیکه مثه یه کروات
یا طناب دار ه که پراز گرهه
منجلابی پر از کثافت و یأس
که پر از درد های هرز و گهه
رقتی و من با عکس تو هرشب
مست روی کارتن تو میخوابم
قصه ی نیمکتای پارک شهر
قول بده باز میای توی خوابم


